هرگز رو اخبار تحلیل نکن! بلکه روی اطلاعات تحلیل کن!
آنچه در زير ميآيد نظر من است نسبت آنچه در كامنت وبلاگ « فرياد سبز» خواندم لينك مطلب
متاسفانه معمولا اينگونه عمل ميكنيم و علي رغم عدم وجود اطلاعاتي درست و كافي روي شايعات تحليل ميكنيم و موضوع وقتي جالبتر ميشود كه گاهي اين تحليل روي اطلاعاتي مبهم – كه اصلا معلوم نيست چگونه به ذهنمان خطور كرده اند، انجام ميشود.
آنچه در زير ميآيد مقدمه يك كلكل وبلاگي نيست. در اين پست روي سخنم با دوستاني كه نامشان در زير آمده نيز نيست بلكه روي سخنم با همه ماهايي است كه غالبا نسنجيده بعضي مطالب را بيان ميكنيم.
مطمئن باشيد بيان تمامي اين مطلب از روي خير خواهي است و سعي آن دارم بعد گفتگو در باره اين پست با دوستان، اينگونه در وبلاگ ادريس ننويسم.
سرباز عزيز! از تعارض نظام جمهوري اسلامي با انقلاب اسلامي گفتيد. اين از همان اطلاعات مبهمي است كه روي آن تحليل گذارده ايد و تعارض ذاتي ِ آن دو را نتيجه گرفتيد. آيا بنظر شما، ارتباط با ساير كشورها – حتي آمريكا – بمعناي دوري جمهوري اسلامي از انقلابش است. يعني انقلاب ما آمد كه ارتباطش را با شرق و غرب قطع كند. ادامه مطلب
اسي عزيز! از شما التماس ميكنم ، خواهش ميكنم تمنا دارم؛ به من بفرماييد از كدام قرارداد ننگين سخن ميگوييد. در آمدن پوتين به ايران هيچ قراردادي صادر نشد. خواهش ميكنم اگر متن اين قرارداد ننگين، يا سخني از شخص رييسجمهور (كه بصورت نقل قول باشد نه تحليل،يعني بين كوتيسن مارك" ") داريد لينك آنرا در اختيار قرار دهيد. ادامه مطلب
والله قسم تمام متن فوق را دلسوزانه نوشتم.
قرمه سبزي عزيز! حرف از تئوري انقلاب زديد، خواهشمندم 5 خط از اين تئوري را كه 28 سال است و هنوز به مقصد نرسيده، بيان داريد. از اختيارات رهبر سخن رانديد، ضمن نام بردن 4 مورد از اين اختيارات لطف كنيد و به اين سوال پاسخ گوييد كه: شما نميدانيد كجاي دنيا دولت ميتواند به مكالمات افراد،بدون حكم قضايي، گوش دهد؟
با توجه به تحصيل كرده بودن اكثر دوستان، اميد آن دارم كه اين نوشته با ايجاد فضاي مناسب براي گفتگو، برخي ابها مات را روشن نمايد.
متن كامل در ادامه مطلب
بسمه تعالي
- به ماه نگاه كن!
- ناخن ها تو بگير، بابا!
اي برادر قصه چون پيمانه اي است/ معني اندر وي مثال دانه اي است/ دانه معني بگيرد مرد عقل/ ننگرد پيمانه را گر گشت نقل
اغماء، سريالي بود كه در ماه مبارك پخش شد. طرفداران و مخالفان بسياري نيز داشت. نميدانم چرا هر سريالي كه مقداري تم ماورايي دارد، اولين برچسبي كه به آن ميخورد ترويج خرافهپرستي است. شاهد مثال: «آخرين گناه»،«صاحبدلان» و حالا هم «اغما». اين سريال خرافهپرستي را سرزنش كرد (دقت كنيد به ديالوگ هاي الياس در باره رسالههاي عمليه ودين عوام و خواص و ...) ولي باز هم سازهايي مخالف بگوش ميرسند. بگمانم چارچوب كلي خيلي از اين نقدها قبل ازپخش اينگونه سريالها مشخص ميشود و بعدها با توجه به مقتضيات كار اندكي تغيير ميكند. بيخيال!
بقیه در ادامه مطلب...
چند وقت پيش خبر فوت يكي از معلمان دوران دبيرستانم رو شنيدم.مدتي ميدونستم مريضه و براي درمان رفته انگلستان، ولي باز وجود داشت. يعني بازم توي ذهنم اين بود كه مريضه، ولي هست.
بعد از شنيدن اين خبر مات و مبهوت موندم كه: ديگه نيست! وتمام. يعني اينجا و تو اين عالم نيست.
فكر كن بهت بگن يك هفته ديگه بيشتر نيستي. چطور با خودت كنار ميآي كهقراره يك هفته ديگر نباشي؟؟!!
اين روزها سريالهاي زيادي از شبكههاي سيما پخش ميشود. اعم از ايراني، خارجي، يانگومي ،تاريخي و.... .
در سالهاي اخير حركتهايي براي ارتقاء آنها انجام شده است. به عنوان نمونه درماه مبارك سال 85، سريالهايي از شبكه هاي سيما ديديم كه واقعاً رويشان كار انجام شدهبود و ميتوانستند جريانساز شوند. (البته بايد يكي ازاين سريالها را كه كلاً و عملاً از نعمت فيلمنامه مرخص بود، از اين قضيه مستثنا بدانيم.)
مي توان نمونه هايي ذكر كرد :
شبكه 1: سريال صاحبدلان. ايده اي جديد براي كار داشت. از داستانهاي قرآن استفاده كردهبود و به خيليها فهماند كه با كمي هنر ميتوان با داستانهاي قرآن چيزي ساخت كه مردم را 30 شب پاي تلويزيون بكشاند.
شبكه 2:سريال آخرين گناه. حداقل به من گفت: عزيز! تيتراژ هم ميتواند جزيي از فيلم باشد و نكته بسيار بسيار جالبتر آنكه تيتراژ ميتواند با مفهوم فيلم مرتبط باشد.بنظر من اگر اين فيلم همين چند كلام را به ساير سازندگان سريالها ميفهماند، خدمتي بزرگ به عرصه هنر كشور كرده بود.
شبكه 3: سريالي طنز بود كه با توجه به حوزه كارخود مخاطبان زيادي داشت.
شبكه 5: ترجيح ميدهم در مورش فكر نكنم.
البته به تمامي اين سريالها انتقاداتي وارد است. مثلاً يكي اينكه مجبورند 30 شب داستان را كش بدهند كه براي صاحبدلان بيشتر مطرح بود.يا مثلاً در كار شبكه 2 بايد خيلي بيش از اينها روي جلوههاي ويژه كار ميشد. ولي همينكه به خود جرات دادند و از جلوههاي ويژه استفاده كردند جاي قدرداني است.
مطمئناً سريالهاي ماه مبارك سال 85 نسبت به سالهاي گذشته جهشي قابل توجه داشته است. اما بنظر ميرسد اين جهش حاصل ابتكار و خلاقيت فردي عوامل تهيه آنها بوده و نه سياستي كلي كه از طريق رسانه ملي دنبال شود.
همانگونه كه در بالا عرض شد تمام اين سريالها خوب و حتي عالي اند، ولي براي يك شروع. يعني هركدام از اين سريالها ميتوانند جريانساز باشند. جرياني كه اگر سايرين آنرا دنبال كنند، ميتوان از ضعفهاي شروع اين جريانها چشم پوشي كرد يا حتي از آنها به نيكي ياد كرد، چرا كه ضعفهاي ادامه جريان را مانع ميشوند.
خب! بعد از ماه مبارك چه اتفاقي افتاد؟ چه سريالهاي پخش شد؟ يا بهتر بگويم چه سريالهايي پر مخاطب شدند؟ در "همشهري جوان" خواندم كه سريال «ما چند نفر» رتبه سوم را ازنظر جذب مخاطب كسب كرد. واقعاً چقدر زيبا مطلب را تمام كرده بود كه:«من راضي، تو راضي، گور باباي ناراضي!». اصلاً بيايد 5 دقيقه، فقط 5 دقيقه ذهنمان را از يانگوم وگراني مسكن و... خالي كنيم و فقط به اين سريال فكر كنيم. بعداز حداكثر 2دقيقه به اين نتيجه خواهيم رسيد كه در خلا فكري بودن بهتر است. حرف من اين نيست كه چطور ممكن است دراثر تصادف يك پرايد – حتي اگر صحنه تصادف را نديده باشم - فقط پلاك كج شود وشيشه چراغ سمت راننده آن در بيايد. سروته اين سريال من را به اين فكر انداخته كه عزيزان صدا و سيما مي خواستند با چنين سريالهايي -كه در تلوزيون ما كم هم نيستند- خود را راحت كنند و ديگر مجبور نباشند ريسك و هزينه زيادي را تقبل كنند وكارهاي پر مخاطرهاي مثلاً درباره قرآن بسازند. چندلحظه دقت كنيد: "واقعاً چرا چنين كارهايي بسازيم وبعد پاسخگو باشيم، هِي «ماچند نفر»، «گل بارونزده»و ... ميسازيم، ميدهيم خورد خلق ا... . ميآيند نگاه ميكنند و رتبه 3 پر مخاطبترين سريال را به خود ميگيرد. بعد هم به قول شما «من راضي،تو...»".
من به عنوان يك مخاطب عام به جريان ساخت چنين سريالهايي ميگويم: "سياست تنزل سليقه مردم، براي راحتي بيشتر".
وقتي به اين فكر ميكنم كه چرا سريالهايي مثل «آخرين گناه» و «صاحبدلان» جريانساز نشدند (منظورم ايده اوليه آنها است)، يادِ اون دوست عزيز توي اون تيزر تبليغاتي ميافتم كه ميگفت: « نه حسن! خطرناكه حسن!» و اين سوال توي ذهنم ايجاد ميشه كه: "آيا سريالهايي مثل «چهل سرباز» و « مدار صفر درجه» ميتوانند جريان ساز شوند و يكي هويتي ايراني- اسلامي را نشر دهد و ديگري بطور هنرمندانه از صهيونيسم صحبت كند؟".
ياعلي
رضا يحييپور

دولت ، به لحاظ کمیت ، از کمبود "رسانه حامی" رنج نمی برد . بزرگترین و قدیمی ترین خبرگزاری ایران (ایرنا) متعلق به دولت و زیر مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است .
خبرگزاری فارس نیز که در بین خبرگزاری های داخلی رتبه نخست را دارد ( به روایت سایت معتبرalexa ) به حدی در خدمت دولت است که رئیس جمهور در ديداري با خبرنگاران به صراحت گفت که هیچ کدام از خبرگزاری ها "فارس" نمی شوند .
روزنامه ایران نیز که از لحاظ امکانات نرم افزاری و سخت افزاری چیزی کم و کسر ندارد، ارگان دولت به شمار می رود . کیهان هم که جای خود دارد و در حمایت از دولت سنگ تمام می گذارد . علاوه بر اینها روزنامه های دیگری مانند رسالت ، سیاست روز ، جوان و صدها روزنامه و هفته نامه و ماهنامه دیگر به طور کامل با دولت همسو هستند .
به این مجموعه بیفزایید دهها سایت خبری را که علناً در خدمت اهداف دولت قرار دارند و اهداف آن را در فضای مجازی پیش می برند که این سایت ها برای کاربران اینترنت ناشناخته نیستند .
از همه اینها بالاتر ، صدا و سیما قرار دارد که هیچ روزی نیست خبری مثبت از دولت و فعالیت های آن منتشر نکند و تریبون در اختیار مسوولان دولت نهم قرار ندهد.
با این حال ، مسوولان ارشد دولت ، تصریح دارند که رسانه ها ، نتوانسته اند اقدامات و تلاش های شبانه روزی دولت را آن گونه که شایسته است ، به مردم منعکس کنند .
نقل مطلب از عصرایران ؛گروه تحلیل اخبار