چند وقت پيش خبر فوت يكي از معلمان دوران دبيرستانم رو شنيدم.مدتي ميدونستم مريضه و براي درمان رفته انگلستان، ولي باز وجود داشت. يعني بازم توي ذهنم اين بود كه مريضه، ولي هست.
بعد از شنيدن اين خبر مات و مبهوت موندم كه: ديگه نيست! وتمام. يعني اينجا و تو اين عالم نيست.
فكر كن بهت بگن يك هفته ديگه بيشتر نيستي. چطور با خودت كنار ميآي كهقراره يك هفته ديگر نباشي؟؟!!